سيد علي اكبر قرشي

906

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

پس آنها يا از مردم گريزان ، يا ترسان مقهور و يا ساكت و زبان بسته‌اند . در خلقت زمين فرموده : « و كعمته على كظّة جريته » خ 91 132 زمين درياى وسط خويش را با وجود جريان آن زبان بسته كرد كفأ ( مثل عقل ) وارونه كردن . منصرف كردن . بر رو انداختن . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در شكايت از قريش فرموده : « اللّهم انّى استعديك على قريش و من اعانهم فانّهم قطعوا رحمى و اكفوؤا انائى و اجمعوا على منازعتى » خ 217 336 خدايا من از قريش بر تو شكايت ميكنم كه آنها « رحم » مرا قطع كردند ، و ظرفم را وارونه نمودند و بر مخالفت من اتفاق كردند « اكفاء اناء » كنايه است از تضييع حقوقش از طرف قريش . دربارهء زمان بعد از خودش فرموده : « سيأتى عليكم زمان يكفاء فيه الاسلام كما يكفاء الاناء بما فيه » خ 103 151 ، به زودى بر شما زمانى مى آيد كه اسلام در آن وارونه مىشود مانند وارونه شدن ظرف با آنچه در آن است . كفؤ : مثل و برابر . « تكافؤ » نيز به همان معنى است ، دربارهء خداوند فرموده : صفات محدثات بر او صدق نمى كند و گرنه صانع و مصنوع مساوى و آفريده و آفريننده برابر مىشود : « فيستوى الصانع و المصنوع و يتكافأ المبتدع و البديع » خ 186 274 و نيز فرموده : « و لا كف ء له فيكافئه و لا نظير له فيساويه » خ 186 275 ، براى او مثلى نيست تا برابر باشد و همانندى نيست تا مساوى باشد و نيز فرمايد : « و الحمد لله غير مفقود الانعام و لا مكافاء الافضال » خ 48 87 حمد خدايرا كه نعمت دادنش مفقود نيست و تفضلش برابر شده نمى باشد . كفر : پوشاندن . راغب گويد : كفر در لغت به معنى پوشاندن است . شب را كافر گويند كه اشخاص را مى پوشاند . زارع را كافر گويند كه تخم را در زمين مى پوشاند ، كفر نعمت پوشاندن آن است با ترك شكر ، بزرگترين كفر انكار خدا يا دين يا نبوت است « كفران » بيشتر در انكار نعمت و كفر در انكار دين به كار مى رود ، مواردى از آن در « نهج » آمده است . به خوارج كه گفتند : بايد اقرار به كفر كنى و سپس توبه نمائى ( نعوذ بالله ) فرمود :